با اخوان

                                             م-اميد

                                                 مهدی اخوان ثالث

اگرچه اخوان در دهه بيست فعاليت شعري خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار سومين دفتر شعرش، زمستان، در سال 1336، در محافل ادبي آن روزگار شهرت چنداني نداشت.

مهارت اخوان در شعر حماسي است. او درونمايه هاي حماسي را در شعرش به کار مي گيرد و جنبه هايي از اين درونمايه ها را به استعاره و نماد مزين مي کند.

به گفته برخي از منتقدان، تصويري که از م . اميد در ذهن بسياري به جا مانده اين است که او از نظر شعري به نوعي نبوت و پيام آوري روي آورده و از نظر عقيدتي آميزه اي از تاريخ ايران باستان و آراء عدالت خواهانه پديد آورده است و در اين راه گاه ايران دوستي او جنبه نژاد پرستانه پيدا کرده است.

اما اخوان اين موضوع را قبول نداشت و در اين باره گفته است: "من به گذشته و تاريخ ايران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافيه را مي شناسد، عقده عدالت دارد، قافيه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است.... گهگاه فريادي و خشمي نيز داشته ام."

علاوه بر زمستان و ارغنون، از آخر شاهنامه، از اين اوستا و در حياط کوچک پاييز در زندان مي توان به عنوان ديگر آثار مهدي اخوان ثالث ياد کرد.

م . اميد پس از انقلاب مجموعه تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم را منتشر کرد.

/ 4 نظر / 22 بازدید
darya

چه ميشود همه از جنس اسمان باشيم...تبريک ميگم واسه وب زيباتون...دوس داشتی بيا پيش منم...اپ کردم....

darya

کاش دريا کمی از درد خودش کم ميکرد...قرض ميدا د به ما هر چه پريبشانی بود....دل اگر رفت شبی کاش دعايی بکنيم...راز اين شعر همين مصرع پايانی بود....

سارا

سلام ...در انتهاي هر سفر در آيينه دار و ندار خويش را مرور مي كنم اين خاك تيره اين زيمن پايوش پاي خسته ام اين سقف كوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خداي دل در آخرين سفر در آيينه به حز دو بيكرانه كران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام ‚ كجا نديده اي مرا ؟

هتل

مادر این نامه یک اشارت کوتاه از سرزمین نور و نخل و پرنده است از سرزمین زخمی خوزستان از سرزمین راز شهادت